خرید بک لینک

سؤال اصلى كه اين پژوهش درصدد پاسخ گويى به آن است، اين است: حضرت زهرا عليهاالسلام چه نقشىدر دفاع از حريم ولايت بر عهده داشتند؟

الف. دفاع جانانه از اميرالمؤمنين عليه السلام در آغاز فتنه

حركت انقلابى حضرت زهرا عليهاالسلام و دفاع مقدس او ازصراط مستقيم الهى و ولايت رهبران بر حق اسلامى،از همان روزهاى اوليه رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله شروع شد؛ آن گاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله دار فانى را وداع نمود ومسلمانان تارى به نام خلافت گرد خويش تنيدند و ازپذيرش رهبرى اميرالمؤمنين على عليه السلام سر باز زدند«رهاورد شوراى سقيفه، اختلاف شديد مهاجر وانصار بود كه به پيروزى مهاجران و خلافت ابوبكرانجاميد» (رسولى محلاتى، 1379، ص 109).

تمام اين حوادث زمانى تحقق يافت كه اميرالمؤمنين عليه السلام همراه چند تن از ياران به غسل و كفن پيامبر صلى الله عليه و آله مشغول بودند.

در اين موقعيت، تنها مشكل خليفه جديد اميرالمؤمنين على عليه السلام بود. «... عمر به همراه جماعت ديگرى رهسپار خانه حضرت على عليه السلام شدندو ريسمانى در گردن آن حضرت انداختند تا او را براىبيعت به مسجد بياورند و اين، آغاز فتنه اى بزرگ بود؛اما با مقاوت شديد حضرت زهرا عليهاالسلام مواجه شدند.حضرت به ميان جمعيت آمد و دامن على عليه السلام را محكم گرفت» (مجلسى، 1386، ص 330) و فرمود: «به خداقسم! نمى گذارم پسر عمويم را ظالمانه (براى بيعت)ببريد» (كلينى، 1403ق، ج 8، ص 238).

حضرت زهرا عليهاالسلام صدا به ضجه و شيون بلند كردتا شايد مردم از خواب غفلت بيدار شوند و ازاميرالمؤمنين عليه السلام دفاع كنند، اما استغاثه ها و ناله هاىحضرت زهرا عليهاالسلام نه تنها در دل هاى آن سنگدلان اثرنكرد، بلكه با پشت شمشير به پهلويش زدند و باتازيانه بازويش را سياه كردند تا دست از دفاع بردارد(مجلسى، 1370، ج 82، ص 262). سرانجام،اميرالمؤمنين عليه السلام را دستگير كردند و مظلومانه به مسجد بردند. حضرت زهرا عليهاالسلام كه مدافع حق وولايت على عليه السلام بود و تا پاى جان آماده ايثار بود،هنگامى كه به خود آمد ديد، على عليه السلام را به جانب مسجد برده اند و جاى درنگ نيست؛ جان على عليه السلام در معرض خطر افتاده و بايد از او دفاع كند. ازاين رو،با تن خسته و پهلوى شكسته از خانه بيرون آمد و به اتفاق گروهى از زنان بنى هاشم روانه مسجد شد.چون ديد على عليه السلام را بازداشت نموده اند، با تن مجروح بلند شد و فرمود: «رها كنيد پسر عمويم را!قسم به آن خدايى كه محمد صلى الله عليه و آله را به حق برانگيخت،اگر از وى دست برنداريد سر خود را برهنه كرده وپيراهن رسول خدا را بر سر افكنده و در برابر خدافرياد برخواهم آورد و همه تان را نفرين مى كنم به خدا،نه من از شتر صالح كم ارج ترم و نه كودكانم از بچه اوكم قدرتر» (يعقوبى، 1379، ج 2، ص 126).

«آن گاه حضرت فاطمه عليهاالسلام همراه حسنين عليهم االسلام براى نفرين به سوى قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله حركت كرد.على عليه السلام به سلمان فرمود: سلمان! فاطمه را درياب؛گويى دو طرف مدينه را مى نگرم كه به لرزه افتاده.سوگند به خدا، اگر فاطمه نفرين و ناله سر دهد،ديگر مهلتى براى مردم مدينه باقى نمى ماند و زمين همه آنها را در كام خود فرو مى برد... سلمان عرض كرد: اى دخت پيامبر! امام على عليه السلام مرا فرستاده كه به شما بگويم به خانه برگرديد و نفرين نكنيد. حضرت فرمود: اى سلمان! آنها قصد جان على عليه السلام را دارند ومن در قتل على عليه السلام نمى توانم صبر كنم. سلمان عرض كرد: امام على عليه السلام مرا فرستاده به شما بگويم به خانه برگرديد و نفرين نكنيد. وقتى حضرت متوجه پيام امام خويش شد فرمود: حال كه امامم (دستور داده)برمى گردم و صبر مى كنم و سخن او را مى پذيرم و از اواطاعت مى كنم» (مجلسى، 1370، ج 28، ص 228).

 اين گونه دفاع در آغاز فتنه، زيباترين دفاع است كه با اطاعت صددرصد و محض امامش همراه است وتا آخرين لحظه دست از دفاع خود برنداشت تا امام سالم از دست مهاجمان آزاد شد و از بيعت رهايىيافت. «طبق نقل مسعودى، تا صديقه طاهره عليهاالسلام درقيد حيات بودند آنها نتوانستند از على عليه السلام بيعت بگيرند. بنى هاشم نيز پس از شهادت حضرت زهرا عليهاالسلام بيعت كردند» .

ب. تبيين حقيقت ولايت

مهم ترين و بزرگ ترين ستم بر حضرت على عليه السلام غصب خلافت و مسائل پيرامون آن بود. در روزگارىكه ديگران به شدت بر اوضاع مسلط بودند و اجازه مخالفت به كسى نمى دادند، حضرت زهرا عليهاالسلام با تمام قدرت به دفاع از حق غصب شده و پايمال شده اميرالمؤمنين عليه السلام برخاست، به گونه اى كه شب ها بر درِخانه مهاجر و انصار مى رفت و مى فرمود: «اى گروه مهاجر و انصار! خدا را يارى كنيد و دختر پيامبرتان رايارى نماييد. در آن روزى كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله بيعت نموديد، بيعتتان چنين بود كه همچنان كه هر ناراحتىرا از خود و فرزندانتان بازمى داريد، از او و فرزندان او نيز بازداريد. اكنون كه به عهدى كه با رسولخدا صلى الله عليه و آله بستيد، وفا كنيد» (مفيد، 1409ق، ص 183).

حضرت زهرا در استمرار مبارزه كوتاهى نمى كرد و مردم رابه ياد غدير خم مى انداخت كه پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام راجانشين خود معرفى كرده بود. در اين زمينه،زهرا عليهاالسلام خطاب به مردم مى فرمود: آيا سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله را در غدير فراموش كرديد كه مى گفت: «من كنت مولاه فعلى مولاه»؟ و در برابر عذرتراشى هاى رسواى آنان نيز مى فرمود: آيا پدرم پس از واقعه غدير كه على عليه السلام را به امامت منصوب كرد، براىكسى عذرى باقى گذاشته است

حضرت زهرا عليهاالسلام در پاسخ محمودبن لبيد كه پرسيد: آيا رسول خدا درباره امامت على عليه السلام سخن گفت؟ فرمود: «شنيدم كه پيامبر گرامى اسلام فرمود:على عليه السلام بهترين كسى است كه او را جانشين خود درميان شما قرار مى دهم. على عليه السلام امام و خليفه بعد از مناست و دو فرزندم (حسن و حسين) و نه نفر از فرزندان حسين عليه السلام پيشوايان وامامانى پاك ونيك اند. اگر از آنهااطاعت كنيد شما را هدايت خواهند نمودواگر مخالفت ورزيد تا روز قيامت بلاى تفرقه و اختلاف در ميان شماحاكم خواهد شد» (طبرسى، 1381، ج 1، ص 248).

 حضرت زهرا عليهاالسلام درحالى كه اشك هايش جارىبود از غصب ولايت شكوه هاى دردآلود مى كرد ومى فرمود: «اَللّهُمَ ِاليكَ نَشكُوفَقَد نَبِيكَ وَ رَسُولِكَ وَصَفيكَ وَ اِرتِدادَ اُمَتِه عَلينا وَ مَنعِهِم ايانا حَقنَا الَذىجَعلتَهُ لَنا فِى كِتابِكَ المُنزِل عَلى نَبيكَ المُرسِل»(مجلسى، 1370، ج 53، ص 19)؛ پروردگارا! به سوى تو شكايت مى كنم از اندوه از دست دادن پيامبر و فرستاده و برگزيده ات و به تو شكايت مى كنم از ارتداد امت پيامبر و اينكه حق ما را از ما بازداشتند؛همان حق ولايت و رهبرى، را كه در قرآن كريم خودبر پيامبر اسلام نازل فرمودى.

     بنابراين، اين بانوى بزرگ به صورت علنى و درجمع مردم و با حضور ديگران، صراحتا از زير پاگذاشتن حق اميرالمؤمنين عليه السلام سخن به ميان آورد وحقيقت ولايت را براى مردم تبيين نمود و تا آخرين لحظه براى دفاع از على عليه السلام پاى فشرد.

ج. بيان شاخص هاى شايستگى خلافت

نوع ديگر از دفاع آن حضرت از شخص اميرالمؤمنين على عليه السلام اين بود كه در موارد مختلف، سابقه طولانى و فضايل بى شمار او را گوشزد مى كرد. گفتنى استكه بيان فضايل يك فرد آن گاه مؤثر مى افتد كه خودگوينده به آن معتقد باشد. بسيارند كسانى كه فضايل على عليه السلام را به زبان مى آورند، ولى در عمل و رفتارخود به آن اقرار و پايبندى ندارند. اما حضرت زهرا عليهاالسلام با تمام وجود معتقد به فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام بود. در ميان فضايل اميرالمؤمنين نيزحضرت زهرا عليهاالسلام از زبان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل نموده كه فرمود: «على بهترين كسى است كه او را در ميان شماجانشين قرار مى دهم) (دشتى، 1377، ص 37).

حضرت زهرا عليهاالسلام در بخشى از خطبه معروف خود در مسجد مدينه درباره سابقه درخشان اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود: «پس از بعثت رسولخدا صلى الله عليه و آله هرگاه مشركين آتش جنگ برافروختند، خداآن را خاموش كرد و هر گاه شيطان سر برداشت يامشركى از مشركين ندا داد يا يورش آورد، رسولخدا صلى الله عليه و آله برادرش على عليه السلام را در كام سختى ها وشعله ها مى انداخت و على عليه السلام بر جاى ننشست تا برسر و مغز مخالفان كوبيد و با شمشير مشكلات وتهاجمات را از سر راه (اسلام) برداشت. على عليه السلام رنج ها را براى خدا تحمل نمود و در تحقق امر الهى تلاش كرد. يار نزديك رسول خدا صلى الله عليه و آله و بزرگ وسرور دستان خدا بود. (همواره) دامن همت به كمرزده، نصحيت گر تلاشگر و كوشا بوده، در راه خدا ازسرزنش سرزنش كننده اى بيم به خود راه نداده،درحالى كه شما (مردم) در رفاه و آسايش زندگىآرميده بوديد» (حسينى زنجانى، 1380، ص 66).

د. افشاى فتنه هاى معاندان

حضرت زهرا عليهاالسلام توجيه نادرست صحنه گردانان سقيفه در مورد انتخاب خليفه را افشا كرده، عواقب زيانبار آن را بيان مى كند.

حضرت زهرا عليهاالسلام تعجب خود را از چنين سرعتى در ارتداد، اعلام مى كردند؛ ازجمله، در انتخاب خليفه و پشت پا زدن به دين، كه هنوز پيامبرشان دفن نشده بود، و نيز از آوردن بهانه هاى بى جا براى عمل خود، كه «نكند جريان نوپاى اسلام را به سمت وسوى ديگرى ببرد و دچار فتنه شويم، و مى خواهيم از فتنه جلوگيرى كنيم» و... . آن حضرت در بخشى ازدفاعيات و خطبه خود، هماهنگ با آيه شريفه قرآن،به يكى از مصاديق عذر اجتناب از فتنه و در عين حال، سقوط در فتنه اشاره فرمودند: «اِبتِدارا زَعَمتُم خَوفَ الفِتنَةِ، اَلا فِى الفِتنَهِ سَقَطُوا، و اِنَّ جَهَنَّم لَمُحيطَةبِالكافِرين» (صفايى حايرى، 1383، ص 55)؛به خاطر جلوگيرى از فتنه، اين كار را انجام داديم؛درحالى كه همين كار، عين سقوط در فتنه است.مسلما جهنم به كافران احاطه دارد.

«بانوى اسلام اين فريادگر زمان، بر كسانى كه خلافت را در دست گرفتند فرياد مى زند كه: قرآن رارها نكنيد، و اوامر و نواهى آن روشن است ودستورهايى را كه براى مسئله خلافت بعد ازپيامبر صلى الله عليه و آله داده آشكار است. پيش بينى لازم را براىبعد از رحلتش كرده و چيزى را در پرده ابهام باقى نگذارده. حضرت زهرا عليهاالسلام به آنها هشدار مى دهد كه اگر يادگار بزرگ پيامبر (قرآن) را رها كنيد و دست به دامن غير آن بزنيد و افكار ناتوان خود را بر تعليمات اسلام مقدم داريد و به بهانه مصلحت انديشى ها ياجلوگيرى از فتنه، خود را حاكم بر قرآن بدانيد نه محكوم فرمان آن، زيان بزرگى دامان شما را خواهدگرفت» (مكارم شيرازى، 1384، ص 185).

     «از ديگر اقدامات روشنگرانه آن حضرت در بيان افشاى فتنه هاى معاندين، افشاى ماهيت سياست ستيزى با على عليه السلام بود و صديقه طاهره عليهاالسلام معتقد بود: كسانى كه على عليه السلام را از صحنه بيرون كرده اند، از شدت عمل او در برابر مخالفان دين وقاطعيتش در مقابل دشمنان اسلام و افزون طلبان بيم كرده اند؛ آنان مى دانند على عليه السلام در اجراى عدالت ذره اى كوتاهى نخواهد كرد و در راه تحقق احكام الهى از مرگ نمى هراسد؛ ازاين رو، او را كنار زدند تابه آسانى به اهداف شخصى و خواسته هاىنفسانى شان دست يابند.

ه . اعتراض مؤثر به سكوت خواص

آن حضرت در مواردى مخالفت خود را بااعتراض و انتقاد و شِكوه به اثبات رساند «كه سخنان آن حضرت، فرياد دردآلودى بود در حمايت ازعلى عليه السلام وصى و جانشين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه گروهى ازبازيگران، آيات قرآن و توصيه هاى مؤكد رسول خدا صلى الله عليه و آله را درباره او نايده گرفته بودند و صاعقه مرگبارى بود كه بر سر دشمنان اسلام فرود آمد و آنهاراسخت غافلگيركرد»(مكارم شيرازى،1384،ص142).

حضرت در بخشى ازخطبه معروف خود در مسجد مدينه به آنها خطاب فرمود: «اى گروه نقبا و مؤمنين! اى بازوان ملت! اىحافظان اسلام! اين ضعف و غفلت در مورد حق من واين سهل انگارى از دادخواهى من چرا؟ آيا پدرم رسول خدا نفرموده بايد حرمت هر كس در موردفرزندان او حفظ شود؛ با چه سرعتى دچار اعمال ناپسند شديد! و چقدر زود آب از دهان بز لاغرريخت؟ (يعنى دچار غفلت شديد)» (قيومىاصفهانى، 1387، ص 234).

     نيز در نكوهش پيمان شكنان و سستى و بى تفاوتىمردان فرمودند: «يا مَعاشِرَالمُسلِمينَ المُسرِعَة الى قيلِ الباطِلِ المُغضِية عَلَى الفِعلِ القَبيحِ الخاسِرِ اَفَلاتَتَدَبَّرُونَ القُرآنَ أم عَلى قُلُوبٍ اَقفالُها» (همان، ص244)؛ اى مسلمانان كه به سوى سخن باطل شتابانيد و اعمال زشت زيانكارانه را ناديده مى گيريد! آيا درقرآن تدبير نمى كنيد يا بر دل ها مهر زده شده است.

     حضرت زهرا عليهاالسلام در بخشى از سخنان خود درجمع زنان مهاجر و انصار كه براى عيادت او آمده بودند، در اعتراض به مردانشان فرمود: «چه زشت است كندى شمشيرها و سستى بازيچه بودن مردانتان»(طبرسى، 1381، ص 24) و ادامه داد: «واى بر آنان!چرا خلافت را از مركز رسالت و پايه هاى نبوت وراهنما و مهبط وحى جبرئيل بيرون برند» (همان) وفرمود: «چه باعث شد كه (با على كينه توزى كنند) ازابى الحسن انتقام گرفتند؟ آرى، به خدا انتقام گرفتند به خاطر سوزش تيغ او (و پايدارى او) (همان).

حضرت زهرا عليهاالسلام عمل اصحاب را پس از پيامبرخدا صلى الله عليه و آله نخستين عملى مى داند كه بدون اساس الهىاست و كوچك ترين انگيزه الهى ندارد.

و. گريه بر مظلوميت اميرالمؤمنين على عليه السلام

از روزى كه خلافت اميرالمؤمنين على عليه السلام غصب گرديد، مبارزه اى فكرى و فرهنگى و غيرظاهرى درشيوه فعاليت فاطمه عليهاالسلام قرار گرفت كه گاه اعتراض خود را با گريه هاى هدفمند در جهت مبارزاتش عليه حاكم وقت به گوش همگان مى رساند.

     ناله هاى حضرت در مدينه منتشر مى شد،به گونه اى كه هركس او را مى ديد اين سؤال برايش پيش مى آمد كه چرا اينقدر گريه مى كند؟ و همين گريه ها بود كه گاهى افراد را نادم و پشيمان مى كرد واحساسات آنها را به هيجان مى آورد. با اعتراضاتى كه عليه او صورت گرفت، مانع گريه آن حضرت شدند.«لذا حضرت على عليه السلام براى آسايش فاطمه عليهاالسلام سايبانى در بقيع بنا كرد و حضرت براى گريه كردن روزها به بيرون مدينه رفته و در آنجا ناله سر مى دادكه بعدها به بيت الاحزان ناميده شد» (مجلسى،1370، ج 43، ص 174).

     البته گريه هاى حضرت زهرا عليهاالسلام علل و عوامل متعددى داشت. مهم ترين چيزى كه روح حساس وغيور بانوى بزرگ اسلام را ناراحت مى ساخت اين بود كه مى ديد اسلام از مسير واقعى منحرف شده وبا خانه نشين شدن اميرالمؤمنين عليه السلام و روى كار آمدن منافقان، انحراف در رهبرى اسلام و مسلمانان پيداشده و زحمات بى امان و شبانه روزى پيغمبراسلام صلى الله عليه و آله در طول بيست و سه سال پرتلاش همه ازبين مى رفت و از اسلام جز صورت و نامى بيش نمى ماند و به دنبال اين انحراف صدها و هزاران انحراف غيرقابل جبران ديگرى پيش مى آمد ـچنان كه پيش آمد ـ و اين مصيبتى بود كه نه تنها براىفاطمه عليهاالسلام، بلكه براى هيچ مسلمان مسئولى قاب لتحمل نبود، گريه و اشك ها نشانه شعور و بيدارى ازوقوع فاجعه اى بزرگ در فرهنگ بشريت است.

   

     و به خاطر همين مظلوميت ها بود كه گاه آه دردآلودى از عمق جان حضرت زهرا عليهاالسلام برمى آمد وگريه مى كرد و مى فرمود: «كيست ياور براى على، آن يارى كننده كيست؟» (مجلسى، 1370،ج3،ص 253).

گريه هاى حضرت زهرا عليهاالسلام بر مظلوميت على عليه السلام حتى تا آخرين ساعات حيات او ادامه داشت، آن گاه كه وفات فاطمه عليهاالسلام نزديك شد، به شدت گريست وچون امام على عليه السلام از علت گريه او سؤال كرد، فرمود:«ابكى لما تلقى بعدى»؛ بر مصيبت هايى كه پس از من بر تو خواهد باريد گريه مى كنم» (همان، ص 53).

ز. بيان واقعيت در وصيت نامه سياسى، تاريخى

حضرت زهرا عليهاالسلام آن قدر در هدف خويش پايدار بودكه نه تنها تا آخرين ساعات زندگى مبارزه را تعقيب كرد، بلكه دامن مبارزه را تا قيامت توسعه داد ومبارزاتش را با وصيتش حتى بعد از مرگ نيز ادامه داد. ازاين رو، دربخشى از وصيت نامه آن حضرت آمده است كه فرمود: «امتى كه عهد و پيمان خدا و پدرم رسول خدا صلى الله عليه و آله را درباره (ولايت) اميرالمؤمنين على عليه السلام شكستند و نسبت به حق من ظلم كردند، بر پيكر من نماز نگزارند و... آنهايى كه نسبت به خدا و رسولش تذكر و هشدار مى دادم كه در مورد ما (اهل بيت) ظلم روا مداريد و حق مسلمى را كه خدا براى ما قرار داده است غصب نكنيد، در تاريكى شب جواب مساعد مى دادند (كه شما را يارى مى كنيم)، و در روز روشن دست از يارى ما برمى داشتند، حق ندارند بر من نمازگزارند (دشتى، 1377، ص 300).

     و در ادامه مى فرمايد: «مرا شب دفن كن؛ آنه نگام كه چشم ها آرام گرفته و ديده ها به خواب رفته باشند» (همان، ص 330). اين وصيت سياسى وتاريخى، ضربه سهمگينى بر پيكر دشمنان ولايت وارد ساخت، ضربه اى كه تا قيام قيامت استمرارخواهد داشت و سندى زنده و ماندگار بر محكوميت حكومت خلفا و غيرعادلانه بودن آن از منظر زهراىمرضيه عليهاالسلام به شمار مى آيد.


[1] كارشناس ارشد علوم قرآن و حديث دانشگاه ايلام[email protected]

[2] دانشيار دانشگاه ايلام[email protected]

[3] كارشناس ارشد علوم قرآن و حديث دانشگاه ايلام.


موضوعات مرتبط: حضرت فاطمه زهرا (س)

برچسب: نویسنده: یونا توکلی تاريخ: شنبه 28 بهمن 1396 ساعت: 20:08

صفحه بندی